تغییر شغل

تیر 09 تیر 1396 20 دیدگاه 477 بازدید

حدودا دو سال به عنوان برنامه نویس وب در یک شرکت استارتاپ طراحی سایت کار کردم. سال اول واقعا خوب بود و شرایط واقعا استارتاپی بود و تقریبا همه بچه ها با هم همدل و خوب بودند. همه حداکثر تلاش رو داشتیم که شرکت پیشرفت کنه و به سوددهی برسه.

من به شدت مشغول کار برای شرکت بودم به طوری که حتی زمانی که می رفتم خونه رو به صورت داوطلبانه برای شرکت کار می کردم و سعی می کردم کار رو پیش ببرم. یک سال واقعا سخت گذشت اما بعد از یک سال نتیجه خوبی داشت و تقریبا پیشرفت خوبی انجام شده بود. تو این مدت تمام تلاشم رو کردم که روند کاری شرکت بهبود پیدا کنه و خدا رو شکر همین اتفاق هم افتاد. 

بعد از اینکه یکی از بچه ها مدیر داخلی شرکت انتخاب شد مشکلات شروع شد. در اول سال یکی از همکاران که زحمت زیادی هم کشیده بود و من میدیدیم چقدر دلسوزه از شرکت به خاطر اختلاف با مدیر داخلی و بعد مدیر عامل اخراج شد.

کم کم روند شرکت تغییر کرد و شرکت استارتاپی ما و جو صمیمیش تبدیل شد به یه شرکت با قوانین سخت گیرانه به حدی که تقریبا کسی نمی تونست مرخصی بره و باعث  نارضایتی زیاد همه بچه ها شد و بعدها هم دچار حواشی زیادی شد. باید این نکته رو بگم که من به شدت از حاشیه فراری ام و واقعا نمی تونم محیطی که حاشیه داخلش باشه رو تحمل کنم.

تعطیلات عید نوروز زمان مناسبی بود که بتونم فکر کنم و تصمیم گیری کنم و  با وجودم اینکه هیچ کار جدیدی پیدا نکرده بودم اما تصمیم خودم رو گرفته بودم و محافظه کاری رو گذاشتم کنار و ریسک کردم و اولین روز کاری بعد از عید رفتم پیش مدیرعامل و اعلام کردم که دیگه قراردادم رو تمدید نمی کنم و به فکر یه برنامه نویس جدید باشند.

یک ماه آخر که استعفا داده بودم خیلی سخت گذشت و شرکت مجدد دچار حاشیه شد چرا که یکی دیگر از همکارهای من هم تصمیم گرفته بود قراردادش رو تمدید نکنه و رفتن ما با هم مصادف شده بود!

بعد از ده ها جا مصاحبه سرانجام به شرکتی رفتم که به توافق ضمنی رسیده بودیم و شرایط مالی و موقعیت مکانی مناسبی برای من داشت؛  اما نیم ساعت بیشتر طول نکشید که فهمیدم اونجا به درد من نمیخوره با وجود اینکه پول خوبی هم میداد اما از لحاظ فنی خیلی بد بود و بعد از یک ساعت از اونجا برای همیشه خارج شدم.

همه اطرافیانم تعجب کرده می کردند که چرا جایی که حقوق خوب می دادند نرفتم و جایی که از لحاظ مسیر هم دورتر بود انتخاب کرده بودم. زندگی واقعا همیشه پول نیست و زمان و پیشرفت خیلی مهم تر از پول میتونه باشه.

الان که این سه ماه رو مرور میکنم از هیچ کدوم از تصمیم هام پشیمون نیستم با وجود اینکه برای خرید ماشین به پول نیاز داشتم و اگر اونجایی که پول خوب میدادند رفته بودم الان ماشین دلخواهم رو هم خریده بودم اما از تصمیمم احساس غرور میکنم. دلم میخواد از لحاظ فنی به درجه خیلی خوبی برسم. مطمئنم پول خودش به سمتم میاد! 

به نظرم یه برنامه نویس باید دنبال چالش و پیشرفت باشه همیشه و جایی که پیشرفت نداشته باشه و آروم باشه خیلی خطرناکه!

  دیدگاه خود را ثبت کنید

  1. محمد علی
    محمد علی
    سلام
    از بچه های ایران پی اچ پی هستم. حرف واسه گفتن زیاد هستش ولی مجال نوشتنش نیست. خلاصه درد زیاده . . .
    فعلا فقط خواستم تشمر کنم بابت این اشتراک تجربه گرانبهات.
    به معنای واقع کلمه احسنت
  2. میثم محمودی
    میثم محمودی
    @محمد علی
    بله واقعا مشکلات زیادی وجود داره و ممنون که سر زدی و کامنت گذاشتی
  3. فرهاد حسن پور
    فرهاد حسن پور
    خب خدا رو شکر که تونستی شرکت جدید پیدا کنی.
  4. محمدرضا مولائی
    محمدرضا مولائی
    عالی بود، متن به دلم نشست!